تبليغاتX
دلنوشته های دختری عاشق

دلنوشته های دختری عاشق
برای کسی که نمیتونم اینارو مستقیم بهش بگم

فرناز



» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» اومدم....
» این آخریشه.....
» آیا هنوزم....؟؟
» چند اتفاق ساده ولی زیبا ...
» مهر .درس و ...
» پاییزم از راه رسید
» ...
» شدیم آهنربا ولی...
» ستاره ی آسمونم
» خواب

اومدم.... پنجشنبه 21 آبان1388

سلام

شرمنده تمام دوستایی که برام نظر گذاشتن و راهنماییم کردن ولی وقت نکردم بهشون سر بزنم

زیاد وقت ندارم تا کل ماجرا رو براتون تعریف کنم

ولی اینو باید بگم که قضیه تموم نشد........... نمیدونم باید بگم خوشحالم یا ناراحت

اون هنوز هم همونطوره.......... سر مسئله ای که باعث ناراحتیم شده بود واقعا فهمیدم که هنوز فراموش نکرده

دست به دامن دوستام میشد تا از دلم در بیاره(هر چند به نظر من اونقدر مهم نبودَولی خوب ازش انتظارش رو نداشتم و برای همینم ناراحت شده بودم)

این ماجرا هم که گذشت دیدم هنوز رو من غیرت خاصی داره ... چون قصد اون نفر رو فهمیده همش پیگیرشه و حواسش بهم هست.

الانم برخوردمون تقریبا عادیه... یعنی سعی میکنیم اینطور باشه ..... ولی مشکلات اون برای من مهمه و مشکلات من برای اون و هر دو برای کمک به طرف مقابل خیلی تلاش میکنیم.

نمیدونم کارم درسته یا نه ؟!؟! شاید باید نسبت بهش بی تفاوت باشم و برا دلسوزی نکنم؟!؟!!!

احساس خودمو نمیفهمم

بازم تنهای تنها خودمونو به خدا سپردم.

منو یادتون نره......... ازتون خیلی التماس دعا دارم

همیشه شاد باشید و موفق.


این آخریشه..... جمعه 1 آبان1388

سلام

شرمنده ی همه ی دوستان که اومدن نظر دادن و من نتونستم بهشون سر بزنم

منو ببخشید...............

 

خوب این دیگه آخرین آپمه

این ماجرا رو تقریبا عاقلانه تمومش کردم ........ با یه جر و بحث یا به نوعی دعوای لفظی شایدم اسمش ضایع کنی باشه

به هر حال سر یه حرف توی جلسه و مقابل استاد بعدش بازخواست شد که با هر جوابی انگار یه پتک اومد تو سرش و چون میخواست کم نیاره ماجرا تا ۴۵ اس ام اس ادامه پیدا کرد و آخرش حتما متوجه شده که اختلاف سلیقه ها و افکار تو خود ما هم هست

و این میشه آخرش ......... دیگه سعی میکنم تو فعالیتهایی که او هست نرم و اگه جایی با هم بودیم با کس دیگه ای برخورد مستقیم داشته باشم تا ایشون مجددا فکری به سرش نیفته

........................

ولی هنوز این ماجرا تموم نشده یکی دیگه فکرایی به سرش زده ......... هنوز خیلی غیر مستقیم اقدام میکنه ولی اگه ه خودش جرات بده و مستقیم بیاد به خودم بگه حتما همون لحظه کاری میکنم که کاملا فراموش کنه

دیگه خسته شدم از اعصاب خردی های هر شب و درس خوندن اون مدلی که چون حواست نیست باید یه جمله رو ۵ بار بخونی تا بفهمی چی شده

دیگه همین

برام دعا کنید ........ که خیلی به دعاهاتون نیاز دارم

همیشه براتون بهترینها رو آرزو میکنم

همیشه موفق باشید


آیا هنوزم....؟؟ پنجشنبه 16 مهر1388

سلام
و انتظار و انتظار و انتظار و ....
خوشحال باشم يا ناراحت؟
دوري و دوري و دوري و....
بخندم يا نه گريه کنم؟
گذر و گذر و گذر و ...
ياد يا فراموشي؟
تعقيب و تعقيب و تعقيب و ...
شدن يا نشدن؟

شما فهميديد چي ميگم؟
من خودم نميفهمم ... سخته ... خيلي سخته که يه نفر جلوت باشه ... کنجکاوي و برخوردشو ببيني...اونوقت به زور نسبت بهش بي تفاوت باشي
سخته که سعي کني ذهنتو متمرکز کني روي اهدافت در حالي که يکي از هدفهاي زندگيت و گم کردي و توش ترديد داري
سخته که بخواي براي ارشد درس بخوني در حالي که فکرت جاي ديگه ايه
سخته که برخلاف دلت عمل کني
سخته که بخندي در حالي که يه غمي تو دلته که حتي علتشو نميدوني
سخته که بخواي دوستاتو خوشحال کني درحالي که خودت خوشحال نيستي
سخته که ببيني از دستت ناراحت ميشن چون وقتي باهات حرف ميزنن ... به خاطره هاشون به زور ميخندي و تو خودتي
سخته علتشو پيدا کردن..... خيلي سخته
به قول يکي از دوستام .... خودمو گم کردم.... آيندمو ... زندگيمو... خودمو....
حس ميکنم اونم همين حسها رو داره ..میبینم....... حس میکنم.....

مخصوصا از جمله ای که امروز ازش خوندم....... یه دفعه خیلی دلم گرفت.....

عاشقم من! عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم

گاهي از کاراي خودم ... از حرفهام از دلم خندم ميگيره.... يه عده دنبال چنين عشقي ميگردن و ناراحت که چرا هيچکس اينطوري پيدا نميشه و من ناراحتم که چرا پيدا شده
کاش اين کوير خشک تموم شه و به سرسبزي برسم ....
کاش وقتي تو باغ خاطرات اين روزا قدم ميزنم خوشحال باشم و از ته دل به اين گلهايي که الان ميکارم بخندم
اميدوارم باغ خطرات همه ي شما هم پر از گلهاي خوشبو و شاداب و خندان باشه
بازم ميخوام بگم " خدايا اميدم به توست .......... اميدم را نااميد مکن".
برام دعا کنيد دوستاي مهربونم

 


چند اتفاق ساده ولی زیبا ... شنبه 11 مهر1388

سلام
خوبيد ؟خوشيد؟ خوش ميگذره؟

مممنون بابت لطفتون و نظرات پرمهرتون


گفته بودم چيزاي جالب رو تعريف ميکنم ... حالا هم الوعده وفا


وقتي ورودي هامونو برديم اردو اونجا فقط ما پنج نفر بوديم که بزرگتر بوديم ... البته به غير از اساتيد بزرگوار که همراهمون بودن
تو راه که فقط مجبور بوديم براشون حرف بزنيم که اگرچه درسا سخته و استادا سختگير ولي با يه کم تلاش ميشه بهترين نمره رو گرفت و ... (که البته خودمون هم به خيلياش اعتقاد نداشتيم)
و اما منو و اون
اولش فقط يه تماس براي هماهنگي که بروشورها دست منه يا نه؟ جالب اينکه ميتونستيم رو در رو حرف بزنيم ولي ايشون سرشو انداخت پايين و در فاصله يک متريم بهم زنگ زد و پرسيد
بعد يک اس ام اس بازم براي هماهنگي اونجا ..... ولي وقتي رسيديم ديگه گوشيها آنتن نميداد
تنها سلام متقابل و عبور از کنار همديگه و گاهي زير نظر گرفتن همديگه از دور نگاههاي پنهاني که من خودم متوجه نشده بودم و بهم گفتن
يه چيز که خيلي براي خودم خاطره شد .... تقريبا وقت ناهار بود که ما اومديم نزديکش ديديم با يه نفر ديگه جلوي اون هيزمهايي که آتيش زده بوديم دارن بادمجان کباب ميکنن بعد ما هم ديديم فقط براي خودشون دوتاست بلند گفتيم ميدونستيم ما هم سيب زميني مي آورديم
اين بنده خدا هم برگشت و ما رو که ديد گفت ميخواهيد براي شما هم درست کنم؟ هر چي گفتيم نه ... شوخي کرديم... رفت براي ما هم آورد و کباب کرد
ولي با رعايت کامل شرايط ... يعني خودش نياورد بهمون بده ... گفت جلوي همه درست نيست من براتون بيارم خودتون بيايد ببريد
موقع ناهار ديگه غذا اصلا بهم مزه نميداد .... با اينکه نمک و ... نداشتيم اون بادمجانه خيلي خوشمزه تر بود.
 بعد از اينم که يه سخنراني تو اختتمايه مراسم داشت که واقعا مثل سخنراني که صد سال از اينا يزرگتره حرف ميزد.... خيلي برام جالب بود
جدا جاي همگي خالي ...... خيلي خوب بود و خوش گذشت
بازم التماس دعا دارم........ منو يادتون نره هاااااااااا
بهترينها رو براتون آرزومندم.


مهر .درس و ... سه شنبه 7 مهر1388

سلام

ممنون از همه یدوستانی که به من لطف دارن و برام نظر گذاشتن و راهنماییم کردن

من چه جوری این همه محبت رو جبران کنم؟

تصمیم گرفتم طبق توصیه اکثر دوستان ولش نکنم ولی خیلی هم پر روش نکنم .... فقط در این حد که یه امید کمی باشه که اگه خدا خواست.........

 

ولی اینکه چی شد وقتی اومدم و ....

راستش اصلا خوب نبود....... متوجه شدم هیچ واحد مشترکی نداریم... هیچ کلاسی باهم نداریم

اولین برخوردمون تو یه جلسه فرهنگی دانشکده بود....البته قبلش چندتا اس ام اس برای هماهنگی های جلسه و ...

ولی یه برنامه هایی برای  ورودی های جدیدمون داریم که فقط 4 تا سال بالایی هستیم که باهاشون میریم (مقلا بزرگتریم و مواظبشون باشیم و ...)

اونجا باید جالب باشه

هر ماجرای مهمی رو حتما مینویسم

 

دوستان شرمنده اگه از این به بعد کم میام وبلاگ و دیر جواب نظراتونو میدم .... ممکنه فقط هفته ای یک بار بتونم بیام

عذر خواهی میکنم از همتون

ممنون از کمکهاتون

همیشه موفق و شاد باشید

التماس دعا


» آلبوم تصاویر
» $بنویس از سر خط زندگی$
» دختری از نسل ستاره ها
» وقتی که نیستی بهار ،غمگین تَر از پائیزه
» فقط غیرممکن غیرممکن است
» مقام صبر
» بانوی باران
» مدادهای آبی من
» به نام خداوند عشق
» دختران اصفهان
» دلنوشته های یه عاشق
» !بخوانیدش آس مان، آس مانِ ایلهام
» روزی روزگاری
» دو خط موازي
» هفت شهر عشق
» دنیای خیالی
» شرط بندی عشق
» تولد دوباره در سن 15 سالگی
» اصالت صحرا
» چینی نازک تنهایی من
» بیا....که من از تو خسته ترم
» پسرک تنها و گفت هایش
» بی تو هرگز
» قاصدک خیال
» آروم آروم دارم....
» عشق معلمی
» گلچین اینترنتی
» عاشقی در آسمان
» شب نوشته های یک کردستانی
» دانشجویان خوابگاه13
» کارو
» دانلود کم حجمترین برنامه ها
» نازی خوشکله
» دختر ممنوع
» عشق B عشق
» فاطمه "عصربخیربچه هایی1"
» فاطمه "عصربخیربچه هایی2"
» عشق من حسین
» هرچه دل تنگت می خواهد بگو
» فرزاد
» فریاد پاییز
» مهندسی مکانیک
» nice وب
» ایستگاه خوشی
» ((کلبه ی عشق))
» گالري عکس Wondermage
» رهاتر از رها
» رفیقان بی کلک
» ...باید ماند تا انتها...شاد و سرحال
» عکس-مطلب(فرزانه)
» تا هميشه با هم
» نوشته هاي تلخ من.
» تنها ترین تنهای عالم
» نازنیــــــــنم تولـــــــدت مبارک
» همه چی
» چکامه
» گیلاس آبی
» صندوقچه خیال قاصدک
» دلنوشته ها
» عاشقانه هایم رابرایت مینویسم
» ایجاد گالری عکس در این سایت
» گفتمان فکری
» غزال آبی
» زندگی تیره و تکراری در مقطع زمان
» عشق رویایی ما
» بهار
» تنهای بی کس
» رویای عشق
» عشق رویایی
» سرزمین عاشقان
» آزاد آزادم ببین چون عشق در گیر من است
» Everything from everywhere
» بوی یاس در نشستی با خوبان
» کی لاگر هک تروجان- کیلاگر- نرم افزارمهندسی-سرگرمی
» سکوت شب کویر
» ๑۩۩๑خنده ی دخترک๑۩۩๑
» ღ دختر يخي ღ
» دوام ليلي به نرسيدن باد...دنیا و بغض من
» دفتر عشق
» تک بیست-بهترین و بزرگترین مرجع وبلاگ نویسان جوان
» باز قلبم بغض پنهانی گرفت
» ღ♥ღیکی از همین ساراهاღ♥ღ
» راهی برای پیشرفت
» $$$به وبلاگ البرز نيوز خوش آمديد$$$
» ناله هاي تلخ و پيام هاي شيرين
» ...Think Pink...
» پسر خورشید
» عشق دور افتاده ام
» Real10Madrid
» ارزان ترين فروشگاه آنلاين ايرانيان
» بيا تو از خنده بترك
» انجمن دانشجویی سروش اندیشه
» "×هر محصولی رو که می خوای مفت ببر×
» آوای عشق
» ِPERSIAN PRO
» جهنم ساکت
» نگاهی نو
» دنیای 20 سالگی
» بلور تنهایی من
» پرواز در آبی بیکران
» مرجع فارسی وبمسترها و وبلاگ نویسان
» دستنوشته های رضا
» ::گالري عکس خفن ::
» ۝۩♥ پـائیـز ــ غـروب ــ بـاران ♥۩۝
» صاعقه
» رهگذر عاشق(نو ید)
» رسم رفاقت...
» دل نوشته های پسر بچه ای عاشق(عاشقانه عارفانه ی مهدی)
» عکس های زیبا و مطالب خواندنی از هر مدل:طنز.حوادث.مدل مو.مدل لباس و...
» LOVE-217
» شفق عشق
» شاعر شبونه sheare shaboneh
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
» قالب وبلاگ
RSS 2.0
mardud

Designed By ParsTheme